الشيخ عباس القمي

87

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

اماميّه تصنيف فرموده و بزرگانى را كه ما مشاهده كرديم در آفاق ، اين بزرگوار اشرف از همه بود در اخلاق . « 1 » اين فقير گويد : اينجا جاى تمثّل به اين شعر است : هربوى كه از مشك و قرنفل شنوى * از دولت آن زلف چو سنبل شنوى خواجه اين حسن خلق را از رجوع به دستور العمل و كردار ائمّهء اطهار صلوات اللّه عليهم اخذ كرده است ؛ آيا نشنيده‌اى كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شنيد كه مردى قنبر را دشنام مىدهد ، قنبر خواست كه دشنام او را برگرداند كه حضرت او را ندا كرد : مهلا يا قنبر ( آرام باش اى قنبر ) بگذار كه اين شخص دشنام‌دهنده خوار شود ، همانا به سكوت خود خشنود مىكنى خداوند رحمان را و به خشم درمىآورى شيطان را و شكنجه مىكنى دشمن خود را ؛ قسم به آن خدائى كه دانه را شكافت و مردم را آفريده كه مؤمن خشنود نمىكند خدا را به چيزى مثل حلم ، و خشمناك نمىكند شيطان را به چيزى مثل خاموشى ، و شكنجه نمىكند احمق را چيزى مثل سكوت از جواب او . بالجمله مخالف و مؤالف خواجه را مدح و ستايش نموده‌اند ؛ جرجى زيدان در آداب اللّغة العربيّه در ترجمهء او گفته كه : كتابخانه‌اى اتخاذ كرد و مملوّ كرد آن را از كتب كه عددش زياده از چهار صد هزار مجلّد بود ، و اقام المنجّمين و الفلاسفة و وقف عليها الاوقاف فزها العلم فى بلاد المغول على يد هذا الفارسىّ كانّه قبس منير فى ظلمة مدلهمّة . « 2 » و اين احقر در كتاب « فوائد الرّضويّه » كه در تراجم علماء اماميّه است ، ترجمهء اين بزرگوار را به اندازه‌اى كه فراخور آن كتاب بود نگاشتم ، و نوشتم كه اصل آن‌جناب از « وشاره » است كه يكى از بلوك « جهرود » ده فرسخى بلدهء قم است ، لكن ولادت با سعادتش در طوس واقع شده در يازدهم جمادى الاولى سنهء 597 ، در آخر روز دوشنبه هيجدهم ذى الحجّه سنهء 672 وفات كرد و در بقعهء منّورهء كاظميّه - سلام اللّه على

--> ( 1 ) - الكنى و الألقاب 3 / 217 ، اعلام الزركلى 7 / 257 . ( 2 ) - ستاره‌شناس‌ها و فلاسفه را بر آن كتابخانه گماشت و موقوفاتى را وقف آن نمود ، پس دانش به وسيلهء اين مرد ايرانى در شهرهاى تحت نفوذ مغول گسترش يافت ، و او همانا مانند شعلهء فروزان و نورانى بود كه در جوّ تاريك بسيار سياه آن زمان نورافشانى نمود .